گذار از نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد به نظم مبتنی بر قدرت: بازگشت منطق قدرتمحور در سیاست جهانی
DOI:
https://doi.org/10.64104/V11.Issue19.No11.Spring.2026الكلمات المفتاحية:
نظم بینالمللی، سیاست قدرت، واقعگرایی، رقابت قدرتهای بزرگ، گذار نظام بینالمللالملخص
پس از پایان جنگ سرد، بسیاری از نظریهپردازان روابط بینالملل از شکلگیری نظمی سخن گفتند که بر قواعد، نهادهای بینالمللی و چندجانبهگرایی استوار بود. این نظم که عمدتاً در چارچوب لیبرالیسم نهادی تبیین میشد، بر این فرض استوار بود که همکاری میان دولتها از طریق قواعد مشترک و نهادهای بینالمللی تقویت میشود. بااینحال، تحولات دو دهه اخیر—ازجمله تشدید رقابت میان قدرتهای بزرگ، افزایش یکجانبهگرایی، جنگ اوکراین و تضعیف کارآمدی نهادهای بینالمللی—نشان میدهد که منطق قدرت بار دیگر جایگاه محوری در سیاست جهانی یافته است. این مقاله با بهرهگیری از چارچوب نظری واقعگرایی و با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این فرضیه میپردازد که نظم بینالمللی معاصر در حال گذار از ساختار مبتنی بر قواعد به ساختاری مبتنی بر قدرت است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کاهش هژمونی لیبرال و بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ، موجب تقویت منطق توازن قوا و اولویت یافتن منافع ملی بر تعهدات نهادی شده است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که نظم جهانی نه در حال فروپاشی کامل، بلکه در حال بازتعریف بر مبنای سیاست قدرت است.